bookmark

معنی گرامى

گرامى

(صفت) عزيز. مكرم. محبوب. بزرگ.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2404)
sourceLink

گرامى [ gerāmi ]

بر وزن نظامى به معنى عزيز و مكرم و محبوب و بزرگ باشد.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص779)
sourceLink

- يعنى عزيز و محترم و مكرم. مثالش شيخ سعدى گويد: بيت جامۀ كعبه را كه مى‌بافند آن نه از كرم پيله نامى شد با عزيزى نشست روزى چند لا جرم همچو آن گرامى شد
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1247)
sourceLink

[صفت‏] [فارسی‏]عزيز و مكرم و محبوب و محترم.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2887)
sourceLink

عزيز باشد؛نظير هر دو.نظامى گفته است: اگر پيشكارى كنى پيشه را#دهى ارجمندى خر بيشه را چو تازى فرس بدلگامى كند#خر مصريان را گرامى كند
(
فرهنگ قواس
, ص91)
sourceLink

ضرب المثل گرامى

به بانگ خوش گرامى شد سوى مردم هزار آوا - وزان خوار است زاغ ايدون كه خوش و خوب نسرايد

ناصر خسرو.
(
امثال و حکم
, ص378)
sourceLink

پسر نزد پدر ز ايزد گرامى تر عطا باشد - بخاصه چون پسر نيكوخو و نيكو لقا باشد

فرخى.
(
امثال و حکم
, ص507)
sourceLink

چون خصم قوى گشت از او دست نگهدار آزرده مكن مشت گرامى به حجر بر

(... بگذار كه پيش آيدش از بخت فتورى آنگه بكنش پوست بيك لمح بصر بر.) ملك الشعراء بهار نظير: باش تا دستش به‌بندد روزگار پس بكام دوستان مغزش برآر. سعدى. رجوع به: پنجه با ساعد سيمين...، شود.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص661)
sourceLink

چو فرزند باشد به آئين و فر گرامى به دل بر چه ماده چه نر.

فردوسى.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص651)
sourceLink

تاك رز از انگور شد گرامى - وز بى هنرى ماند بيد رسوا

ناصر خسرو.
(
امثال و حکم
, ص536)
sourceLink

همه از آدميم ما،ليكن او گرامى‌تر است گاو داناست

(مسعود سعد)
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص795)
sourceLink

از تواضع گراميت سازند - وز تكبر به خاكت اندازند

مكتبى. رجوع «کاکل از بالا نشینی رتبه ای پیدا نکرد» شود.
(
امثال و حکم
, ص114)
sourceLink

وقت بسيار عزيز است گرامى دارش

(...به زرِ قلب مده يوسف كنعانى را)صائب
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص764)
sourceLink

هزار جان گرامى فداى اهل نظر

(...كه نام و منصب دنيا به هيچ نشمارند)سعدى
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص788)
sourceLink

سنگ پاى مباش تا گرامى باشى

خود را كوچك و محقر مكن تا نزد همگان محترم باشى.همانند مثل بالاست.
(
فرهنگ عوام
, ص364)
sourceLink

نوبر هر ميوه گرامى‌تر است

(وصل تو بر شيفتگان نوبر است...)ايرج ميرزا
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص748)
sourceLink

چو بخشنده باشى گرامى شوى

(... بدانائى و داد نامى شوى.) فردوسى. رجوع به: احسان همه خلق...، و رجوع به: السخى لا يدخل...، شود.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص632)
sourceLink

غنيمت شمار اين گرامى نفس

(...كه بى‌مرغ قيمت ندارد قفس)سعدى
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص555)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.